المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

48

التنبيه والإشراف ( فارسي )

روى زمين قريب يكصد ذراع است و آب دريا بپايهء آن رسيده و يكى از پايه‌هاى غربى آن را در مجاورت دريا ويران كرده بود . ابو الجيش خمارويه پسر احمد بن طولون آن را بساخت . فاصلهء مناره با اسكندريه در وقت حاضر قريب يك ميل است . محل مناره بر زبانه‌اى است كه دو طرف آن را آب گرفته و بر دهانهء بندر اسكندريه است و اين بندر قديم نيست كه بندر قديم در شهر كهنه به جهت دورى از آبادى متروك است و كشتىها در اين بندر بار مىاندازد . مردم اسكندريه از پدران خود نقل مىكنند كه سابقاً ميان مناره و دريا همانقدر فاصله بود كه اكنون ميان شهر و مناره هست و در مدتى كوتاه آب دريا آنجا را گرفته و پيوسته زياد مىشود . مسعودى گويد : در ماه رمضان 344 نزديك سى ذراع از بالاى مناره از زلزله‌اى كه در مصر و بيشتر ديار شام و مغرب در يك وقت رخ داد ويرانى گرفت و ما در فسطاط بوديم كه اخبار متواتر آن بما رسيد ، زلزله‌اى سخت و هول‌انگيز بود و نيم ساعت دوام داشت و اين به نيمهء روز شنبه هيجدهم اين ماه بود كه روز پنجم كانون ، آخر ماه سريانى و روز نهم ديماه پارسى و هم نهم طوبه ، ماه قبطى است . ما بيشتر نقاطى را كه بفراوانى و اهميت زلزله معروف است ديده‌ايم ، چون سيراف ساحل فارس كه ما بين دريا و كوه است و ديار صيمره از ولايت مهرگان‌قذق و ماسبذان از سرزمين جبال كه در دامنهء كوهى بنام كبر است و شهر انطاكيه از ولايت قنسرين و عواصم شام كه در دامنهء كوهى است و ولايت قومس كه سخت زلزله خيز است و از شدت زلزله چشمه‌ها فرو رود و از جاى ديگر چشمه بجوشد و شهرى سخت مشوش است . ما بين ولايت قومس و نيشابور كوهى بلند و طولانى هست كه آب و درخت و ميوه و دره فراوان دارد و جمعى از عباديان آنجا هستند كه از اين ميوه‌ها خورند و در غارهائى كه آنجا هست بسر برند و اين كوه را